الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

229

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مىشود ؟ در صورتى كه شيعه و سنّى اين روايت معروف را نقل كرده و همه جا گسترش و رواج يافته كه ابو سفيان بر شترى سوار بود و معاويه مهار آن را در دست داشت و يزيد آن را مىراند . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « لعن اللّه الراكب و القائد و السائق ؛ « 1 » خداوند ! شترسوار و آن‌كس كه مهارش را در دست دارد و كسى كه آن را مىراند ، لعنت كند » . آيا غزالى بر اين باور است كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله كارى را كه حلال و جايز نبوده انجام داده است ؟ و يا بر اين اعتقاد است كه اسلام يزيد صحيح بوده ؟ كه البته چنين موضوعى بر خلاف اجماع و اتفاق شيعه است . بنابراين ، اگر اين حديث را همراه با فرمودهء خداى متعال وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ؛ « 2 » پيامبر از سر هوا و هوس سخن نمىگويد آن‌چه بيان مىكند سخنان وحيانى است كه به او وحى مىشود و روايتى كه كشّى آن را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه فرمود : « من تأثم ان يلعن من لعنه اللّه فعليه لعنة اللّه ؛ « 3 » هركس از لعن كردن فردى كه خدا او را لعن كرده خوددارى كند ، لعنت خدا بر او باد . » ملاحظه نماييد چنانچه از چارچوب انصاف بيرون نرويد آن‌چه دربارهء حلّاج و امثال او بيان مىشود نتيجهء دو مقدمه‌اى است كه از دو حديث قبلى استفاده مىشود سپس به اين آيهء شريفه بنگر وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ ؛ « 4 » كسى كه مؤمنى را عمدا به قتل برساند ، پاداشش دوزخ است و در آن جاودان خواهد ماند و خداوند بر او خشمگين مىشود و وى را لعنت مىكند آيا غزالى بر اين باور است كه ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام اهل ايمان نبوده به همين دليل لعنت‌كردن قاتل وى جايز نيست چنان كه لعن قاتل هرمؤمنى جايز است ؟ پس اى اهل بصيرت عبرت گيريد ! 4 - غزالى در رساله‌اى كه آن را « المنقذ من الضلاله » « 5 » ناميده سخنى آورده كه محتوايش رد بر كسانى است كه دستورات دينشان را از امام معصوم مىگيرند و آن‌ها را نظر به گفتهء خودشان كه دستورات را از معصومين عليهم السّلام مىگيرند ، آموزندگان ناميده است . وى پس از ترك تحصيل و اشتغال به علوم و ده سال تنهايى و خلوت‌گزينى و رياضت

--> ( 1 ) . خصال ، ص 174 چاپ نجف . ( 2 ) . نجم ، آيهء 2 . ( 3 ) . كشّى ، ص 444 . ( 4 ) . نساء ، آيه 93 . ( 5 ) . به كتاب ياد شده با بحث‌هايى درباره تصوف و تحقيقاتى از غزالى نوشته دكتر عبد الحميد محمود ، ص 100 - 151 مراجعه شود .